مقالات

(فلاني) بود كه در روز غدير خم وقتى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مرا براى ولايت نصب كرد1، او و رفيقش  با هم گفتگو كردند. او گفت: «در اينكه كار پسر عمويش را بالا ببرد هيچ كوتاهى نمى ‏كند». و ديگرى گفت: «در اينكه بازوى پسر عمويش را بلند كند هيچ كوتاهى نمى‏ كند». 1. «ج»: ولايت مرا اعلان كرد.
طلحة بن عبيد اللَّه- كه «زيرك قريش خوانده مى‏شد- گفت: چه كنيم با ادعاى ابو بكر و عمر و اصحابش كه او را تصديق كردند و شهادت بر گفتار او دادند در آن روزى كه تو را به اجبار مى‏ آوردند و در گردنت طنابى بود1! به تو گفتند: «بيعت كن»، و تو در مقابل آنان با فضائل و سوابق خود استدلال كردى، و همه تو را تصديق كردند. 1. «ج»: طنابى در گردنت پيچيده بود. «ج» خ ل: تو را در حالى آوردند كه طنابى را در گردنت محكم كرده بودند.
1خلقت محمد و على عليهما السّلام با طينت واحد امير المؤمنين عليه السّلام در ادامه كلامش فرمود: آيا اقرار مى‏كنيد كه آنچه از خير دنيا و آخرت كه بدان دست يافته‏ايد فقط از ما اهل بيت بوده و از هيچ كدام شما نبوده است2 ؟ 1. « مناشده» در اصطلاح يعنى براى اقرار گرفتن از مخاطب در باره مطلبى، گوينده او را قسم مى‏دهد و از او اقرار مى‏ طلبد. در اين مجلس هم حضرت در باره فضائل خود و اهل بيتش مردم را قسم مى‏ دهد و از آنان اقرار مى‏ گيرد، كه از نظر تاريخى و اعتقادى ارزش مهمّى دارد. 2. «ب»: و از هيچ كس ديگرى نبوده است.
1ابان بن ابى عيّاش از سليم بن قيس نقل مى‏كند كه گفت: از على بن ابى طالب عليه السّلام شنيدم در حالى كه مردى از آن حضرت در باره ايمان سؤال كرد و گفت: يا امير المؤمنين، مرا از ايمان خبر ده بطورى كه از غير تو و بعد از تو از كسى در اين باره سؤال نكنم. 1. در اين حديث در باره ايمان و اسلام نكات ظريفى ذكر شده كه احتياج به تفسير و توضيح دارد. در مواردى كه مفاهيم پيچيده است به بحار: ج 68 ص 356 مراجعه شود.
ابان مى‏ گويد: سليم مى‏ گفت: از على بن ابى طالب عليه السّلام شنيدم كه مى‏ فرمود: بزودى امّت به هفتاد و سه گروه متفرق خواهند شد، كه هفتاد و دو گروه در آتش و يك گروه در بهشت خواهند بود. سيزده گروه از هفتاد و سه گروه محبّت ما اهل بيت را ادّعا مى‏كنند، ولى يكى از آنها در بهشت و دوازده گروه در آتش اند.
ابان مى ‏گويد: اين حديث را بنقل از ابو ذر براى حسن بصرى نقل كردم. او گفت:
باغ امير المؤمنين عليه السّلام در بهشت‏ سليم مى‏ گويد: امير المؤمنين عليه السّلام برايم حديث نمود و فرمود: در يكى از راههاى مدينه به همراه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله راه مى‏ رفتيم، تا اينكه به باغى رسيديم. عرض كردم: يا رسول اللَّه، چه باغ زيبايى است! فرمود: «چه زيباست! ولى براى تو در بهشت زيباتر از اين هست».
گريه حضرت زهرا عليها السّلام هنگام وفات پيامبر صلى اللَّه عليه و آله‏ سليم مى ‏گويد: از سلمان فارسى شنيدم كه مى‏ گفت: در مرضى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از دنيا رفت نزد آن حضرت نشسته بودم. حضرت زهرا عليها السّلام وارد شد و چون حال ضعف پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را ديد بغض گلويش را گرفت به طورى كه اشك بر گونه ‏هايش جارى شد. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: دخترم، چرا گريه مى ‏كنى؟ عرض كرد: يا رسول اللَّه، بعد از تو بر خودم و بر فرزندانم از بى ‏اعتنائى مردم و تضييع حقّمان مى‏ ترسم.
ارتباط ابان بن ابى عيّاش و ابن اذينه در مورد كتاب سليم‏ عمر بن اذينه مى‏گويد: ابان بن ابى عيّاش حدود يك ماه قبل از وفاتش مرا فرا خواند و گفت: من ديشب در خواب ديدم كه بزودى از دنيا مى‏روم. امروز صبح ترا ديدم و از ملاقات تو مسرور شدم. من ديشب سليم بن قيس هلالى را در خواب ديدم و به من گفت:
 اسناد كتاب1 چهار سند تا شيخ طوسى2 1. در اسناد كتاب اصطلاحات رجالى از قبيل «قراءة عليه» و «اخبرنى» و «حدّثنى» و نيز القاب مخصوص افراد مختصرا توضيح داده مى‏شود، و براى توضيح بيشتر بايد به كتب رجال و درايه مراجعه شود. 2. كتاب سليم چهار سند تا شيخ طوسى در متن دارد كه با علامت* از هم جدا شده است.