جرعه جرعه تا غدیر

http://www.tvshia.com/sites/default/files/field/photo/tvshia.com-gadire-khom_1.jpg

پایگاه تحقیقاتی غدیر در نظر دارد به منظور آشنایی مخاطبان گرامی با واقعه ی غدیر، رویدادهای مربوط به آن ، و همچنین پاسخگوئی به سوالات و شبهات اعتقادی جامعه طرح کتابخوانی غدیر را با نام «جرعه جرعه تا غدیر» تقدیم مخاطبان نماید. 

لذا این سیر مطالعاتی در سه سطح مقدماتی، متوسطه و پیشرفته تنظیم شده است تا مخاطب در یک مسیر مشخص و گام به گام با معارف عمیق و ارزشمند غدیری آشنا گردد.

سیر کامل مطالعاتی غدیر

سطح مقدماتی

سطح متوسطه

سطح پیشرفته

طبیعی است که این سیرکتابخوانی با توجه به دسترسی به منابع و چاپ کتاب های جدید در رابطه با غدیر و مباحث مربوط به آن به روز رسانی خواهد شد. 

یا علی

آیات قرآن در زیارت غدیر

یك زیارتی برای امیر المۆمنین در روز غدیر است از امام نقل شده كه این زیارت را می‌شود هرروز خواند. در هر زمانی هم می‌شود خواند. لازم نیست در مقابل قبر باشیم. در هر زمان، در هر مكان، این زیارت قابل خواندن است.

 

آیات قرآن در زیارت روز غدیر

نکته بسیار جالب در زیارت روز غدیر این است که در این زیارت تقریباً 23 آیه قرآن بیان شده است. این خودش یك پیامی دیگر برای ما دارد. كه حرف‌هایتان قرآنی باشد.
زینب كبری علیهاالسلام در شام سخنرانی كرد، سخنرانی‌اش از قرآن موج می‌زند. فاطمه زهرا(سلام الله علیها) وقتی دید حق شوهرش را ندادند یك سخنرانی كرد، سخنرانی‌اش از قرآن موج می‌زند.
اگر قرار است در جایی سخنرانی داشته باشیم ، روی منبر صحبت کنیم، بیشتر حرف هایمان باید از قرآن باشد. آیه‌اش این است. «لِتُبَیِّنَ لِلنَّاس‏» (نحل/44) «لِتُبَیِّنَ لِلنَّاس‏» یعنی برای مردم بیان كن. چه چیزی را؟ «ما نُزِّل‏» آنچه را كه نازل شده برای مردم بگو.
این خیلی جالب است كه در این زیارتنامه بیست و چند تا آیه‌ی قرآن است. حالا زیارتنامه را با هم بخوانیم.

 

امام، صراط مستقیم دین

«السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا دِینَ اللَّهِ الْقَوِیم‏» علی جان سلام بر تو، دین قویم تو هستی. دین قویم همان قرآن است «ذلِكَ دینُ الْقَیِّمَةِ» (بینه/5)
«وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِیم» امام صادق(علیه السلام) فرمود: صراط مستقیم صراط علی‌بن ابی طالب(علیه السلام) است. «السَّلَامُ عَلَیْكَ أَیُّهَا النَّبَأُ الْعَظِیمُ الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُون‏». «نباء» خبر بزرگ تو هستی.
«السلام علیك یا أَمِیرُ الْمُۆْمِنِینَ الْحَقُّ الَّذِی نَطَقَ بِوَلَایَتِكَ التَّنْزِیل‏» یا علی تو كسی هستی كه خدا تعریفت را می‌كند. چه گفته؟ گفته: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُۆْمِنِین‏ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُم‏»
خدا مشتری است. خدا جان را می‌خرد. مال را به بهشت می‌خرد. تو جانت را به خدا فروختی. مالت را به خدا فروختی.
اسلام حقوق بشر را می‌گوید. می‌گوید: اگر می‌خواهی نماز جمعه بروی، از شب جمعه بیست ساعت قبلش پیاز نخور. ممكن است بوی پیاز در دهانت باشد، فردا ظهر یك كسی كنارت بنشیند از بوی پیاز دهان تو ناراحت شود. این را می‌گویند: حقوق بشر.
در قرآن گفته: «وَ جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِه‏» (حج/78) اگر جهاد می‌كنید، حق جهاد. در زیارت داریم كه «جاهدت فی الله حق جهاده» علی جان تو سیمای قرآنی، وجود تو قرآن مجسّم است.
 

امام در میادین جنگ و جهاد

«السلام علیك یا ابالحسن یا امیرالمۆمنین» در زیارتنامه می‌گوید، قرآن درباره‌ی تو گفت: «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَى الْقاعِدین‏» (نساء/95) مجاهدین بر قاعدین فضیلت دارند. ‏فاتح خیبر تو بودی. هیچ یك از اصحاب پیغمبر به اندازه امیرالمۆمنین در جبهه نبود. «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَى الْقاعِدین‏ أَجْراً عَظیماً».
حضرت امیر(علیه السلام) رد می‌شد دو نفر به هم افتخار می‌كردند. او می‌گفت: كلیددار كعبه من هستم. او می‌گفت: مسئول آبرسانی به حجاج من هستم. حضرت فرمود: والله من كلیددار نیستم، مسئول آب دادن هم نیستم. اما من قبل از شما دو تا به پیغمبر ایمان آوردم. سابقه‌ی ایمانی من بیش از شماست. خیلی به آنها برخورد. چون آنها یك خرده ریش سفید بودند، حضرت علی(علیه السلام)  هم جوان بود. رفتند گفتند: یا رسول الله! چنین شده است. آیه نازل شد، «أَ جَعَلْتُمْ سِقایَةَ الْحاج‏» (توبه/19) «سِقایَةَ الْحاج»، «سقایه» یعنی سقایی است. آب دادن، «أَ جَعَلْتُمْ سِقایَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ» كلید داری كعبه و آب دادن به حاجی‌ها را شما كنار ایمان گذاشتید؟ ایمان كجا و آنها كجا؟ مقایسه نكنید. قابل مقایسه نیست.
یك كسی به شما بگوید: من هم شما را دوست دارم، هم كشمش را. خوب این فحش به شما است. «أَ جَعَلْتُمْ سِقایَةَ» چه چیزی را كنار چه چیز می‌گذارید؟

 

ولایت، تداوم بخش رسالت

علی كه بود؟

وزن امیرالمۆمنین(علیه السلام) در قرآن هم وزن توحید و نبوت است. خدا در قرآن در سه جا به پیغمبر اولتیماتوم می‌دهد. می‌گوید: پیغمبر «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُك‏» (زمر/65) مشرك شوی، عملت نابود است.
اگر به قرآن یك كلمه اضافه كنی، «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الْأَقاویلِ» (حاقه/44) اگر به قرآن كلمه‌ای اضافه كنی، این رگ را كه رگ گردن است قطع می‌كنم.
«یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِل» (مائده/67) علی(علیه السلام)را معرفی كن، علی(علیه السلام) را معرفی نكنی 23 سال زحمت تو نابود است. خیلی مهم است. ولایت خیلی مهم است. اگر از توحید بیرون بروی، «لَیَحْبَطَنَّ» عملت نابود است. از قرآن بیرون بروی، نابودی. علی (علیه السلام)را معرفی نكنی، نابود هستی. «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ» اگر نگویی نابود هستی.
ما سابق شنیده بودیم می‌گفتند: نماز بی‌ولایت قبول نیست. معلوم می‌شود نبوت بی‌ولایت هم قبول نیست. چون خدا به پیغمبرش می‌گوید: اگر علی(علیه السلام) را معرفی نكنی نابودی! نه نماز بی‌ولایت، رسالت بی‌ولایت هم، نباید عقیده داشته باشیم.
 

رعایت حقوق بشر، حتی با قاتل و اسیر

تمام حقوق‌دانان بشر، تمام حقوق‌دان‌ها دكترهای حقوق كره‌ی زمین جمع شوند، بگوییم: این حق است. امیرالمۆمنین(علیه السلام) سرش شكافته است. لیوان شیر برایش آوردند، فرمود: نصف این شیر را به ابن ملجم بدهید. گفتند: آقا قاتل است. گفت: بله! قاتل است، به جزایش می‌رسد. اما فعلاً كه اسیر است باید او هم مثل من شیر بخورد. نصف لیوان شیر. این حقوق بشر است.

 

درود بر اسلام!

اسلام حقوق بشر را می‌گوید. می‌گوید: اگر می‌خواهی نماز جمعه بروی، از شب جمعه بیست ساعت قبلش پیاز نخور. ممكن است بوی پیاز در دهانت باشد، فردا ظهر یك كسی كنارت بنشیند از بوی پیاز دهان تو ناراحت شود. این را می‌گویند: حقوق بشر.
امیرالمۆمنین سرش شكافته است. لیوان شیر برایش آوردند، فرمود: نصف این شیر را به ابن ملجم بدهید. گفتند: آقا قاتل است. گفت: بله! قاتل است، به جزایش می‌رسد. اما فعلاً كه اسیر است باید او هم مثل من شیر بخورد. نصف لیوان شیر. این حقوق بشر است
آیه‌ای در قرآن، می‌گوید: «لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِم‏» (مائده/54) مردانی هستند كه از ملامت‌ها، كه در سایت‌ها آمده، در اینترنت آمده، ماهواره‌ها آمده، مجله‌ها، روزنامه‌ها، بولتن‌های محرمانه، هرچه می‌خواهد باشد، باشد. تكان نمی‌خورند.
نقل شد كه دكتر بهشتی(ره) به امام فرمود: طرفداران بنی صدر به من جسارت می‌كنند. امام فرمود: چه صدایی می‌آید؟ بهشتی گوش داد، دید مردم پشت دیوار می‌گویند: روح منی خمینی، بت شكنی خمینی! امام فرمود: آقای بهشتی، مردم كره‌ی زمین پشت این دیوار به من درود بفرستند، یا به من نفرین كنند، در من اثری ندارد. شما اگر در دستت طلا است، همه‌ی كره‌ی زمین بگویند: سفال است، سفال است. آرامش داری. «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/28) كسی كه راهش درست است هرچه می‌خواهند دیگران بگویند، بگویند. با متلك از كارش دست برنمی‌دارد.

 

وقتی در کار خدا خشن است

در یكی از جبهه‌ها آمدند گفتند: یا رسول الله! این علی همه چیزش خوب است. یك خرده خشك است. خشك است. مثلاً حالا یك كسی رفته یك غنایمی، یك شمشیری، انگشتری، چیزی غنایم گرفته. اصرار می‌كند كه نه پس بده. پس بده. یك خرده خشن است. می‌دانید چه گفت؟ فرمود: علی خشن است. «لَخَشِنٌ» بله، امیرالمۆمنین(علیه السلام) خشن است. لكن «فِی ذَاتِ اللَّهِ» (بحارالانوار/ج41/ص116) در كار خدا خشن است. یعنی با كسی معامله نمی‌كند.

 

مصداق كامل حزب الله

یك آیه داریم «فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ» (مائده/56) این جمله‌ی هم در زیارت امیرالمۆمنین (علیه السلام) است. می‌خواهد بگوید تو جزء حزب الله هستی. البته حزب الله را قرآن گفته چه كسانی هستند.
بی‌خود كسی به خودش حزب الله نگوید. آخر گاهی وقت‌ها برمی‌دارند یك شب‌نامه فحش می‌دهند به هركس دلشان بخواهد. امضا می‌كنند حزب الله! حزب الله فحش می‌دهد؟ تو اگر حزب‌اللهی هستی چرا فحش می‌دهی؟
كسی به ظاهر نمی‌دانم ریش و اینها حزب اللهی نمی‌شود. البته ریش یك كمالی است، تراشیدنش هم حرام است. اما فقط ریش هم نیست. هم ریش و هم ریشه! حزب الله را در زیارتنامه‌ی امیرالمۆمنین(علیه السلام) می‌گوید: تو هستی.

 

پیروز امتحان‌های الهی

«وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّه‏» (انسان/8) در قرآن تعریف ابراهیم را می‌كند. ابراهیم خیلی امتحانات سختی داشت. می‌دانید بزرگترین امتحان ابراهیم چه بود؟ تقریباً صد سال بچه‌دار نمی‌شد، خیلی دعا كرد بچه‌دار شود. حالا هم كه بچه‌دار شد، خدا به او گفت: این بچه را در بیابان‌های مكه بگذار و برو. یك بچه‌ی كودك با یك مادر جوان در بیابان داغ، بعد هم حالا بزرگ كه شد، ده، سیزده ساله شد گفت: ابراهیم بچه‌ات را بكش. كه قرآن می‌‌گوید: خیلی امتحان سختی است. خیلی امتحانش سخت است. آدم صد سال در انتظار بچه باشد، حالا كه ده، سیزده سالش است، می‌گوید: چاقو را بگذار و با دست خودت بكش.

ما سابق شنیده بودیم می‌گفتند: نماز بی‌ولایت قبول نیست. معلوم می‌شود نبوت بی‌ولایت هم قبول نیست. چون خدا به پیغمبرش می‌گوید: اگر علی را معرفی نكنی نابودی! نه نماز بی‌ولایت، رسالت بی‌ولایت هم، نباید عقیده داشته باشیم

در زیارتنامه حضرت امیر آمده، «یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُۆْمَرُ» (صافات/102) وقتی پدرش حضرت ابراهیم گفت: «إِنِّی أَرى‏ فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُك‏» (صافات/102) اسماعیل جان، من مأمور شدم تو را ذبح كنم. فرمود:  «یا أَبَتِ»  بابا جان! «افْعَلْ» انجام بده، «ما تُۆْمَرُ» امر خداست، انجام بده. بعد می‌گوید: علی جان، تو  هم وقتی گفتند: جای پیغمبر بخواب، خوابیدی! همینطور كه اسماعیل خوابید، تو هم خوابیدی. اسماعیل آماده شد ذبح شود، تو هم آماده شدی كشته شوی. بزرگ‌ترین امتحان ابراهیم یك شب حضرت علی(علیه السلام) بود. بزرگترین امتحان حضرت ابراهیم كشتن بچه‌اش بود. این یكی از كارهای حضرت علی (علیه السلام) بود.

ابن ابی الحدید از علمای اهل سنت است. می‌گوید: آیه «مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه‏» (بقره/207) آیه‌ای است كه حضرت علی (علیه السلام) جای پیغمبر خوابید. تمام مفسرین آیه را مربوط به حضرت علی (علیه السلام) دانستند و جز كافر یا دیوانه‌ این را انكار نمی‌كند. یعنی اگر كسی این را قبول نكند، یا كافر است یا دیوانه. ابن ابی الحدید سنی این را می‌گوید.

وقتی خدا به موسی (علیه السلام) گفت كه «وَ اجْعَل لىّ‏ِ وَزِیرًا مِّنْ أَهْلىِ، هَارُونَ أَخِى» (طه/29 و30) خدا به موسی گفت: نزد فرعون برو. گفت: هارون بیاید، دو تایی برویم. حدیث داریم كه «أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى‏» (بحارالانوار/ج5/ص69) همینطور كه هارون برای موسی بازو بود، یا علی تو هم برای پیغمبر بازو هستی.

یكی از آیات قرآن این است كه موسی(علیه السلام) وقتی برگشت دید مردم سراغ گوساله رفتند. چون بنا بود سی روز بماند، سی روزش چهل روز شد، یك هنرمند مجسمه‌ساز به نام سامری طلاها را گرفت، یك گوساله‌ی طلایی ساخت، طوری هم ساخت مثل سوت‌هایی كه در زمین ورزش می‌زنند، هوا كه وارد می‌شد صدا می‌كرد. گفت: «هذا إِلهُكُم‏» (طه/88) خدای شما همین است. مردم هم از خداپرستی سراغ گوساله رفتند. موسی (علیه السلام) برگشت .گفتند: «لَنْ نَبْرَحَ عَلَیْهِ عاكِفینَ حَتَّى یَرْجِعَ إِلَیْنا مُوسى‏» (طه/91) ما دست از این گوساله برنمی‌داریم تا موسی برگردد. بعد می‌گوید: «وَ كَذَلِكَ أَنْتَ لَمَّا رُفِعَتِ الْمَصَاحِفُ» (بحارالانوار/ج97/ص367) علی جان تو هم همینطور.

وقتی قرآ‌ن‌ها را در صفین سر نیزه كردند، مردم گفتند: نه ما دست از قرآن برنمی‌داریم. همینطور كه موسی (علیه السلام) را رها كردند، رفتند سراغ گوساله، همینطور در جنگ صفین امام علی (علیه السلام) را رها كردند، چشمشان به نیزه‌‌ها بود. هرچه حضرت علی(علیه السلام)  گفت: من قرآن واقعی هستم. قرآن ناطق من هستم. گفتند: نه قرآن سر نیزه! «رُفِعَتِ الْمَصَاحِفُ»

نویسنده: زهرا اجلال