جرعه جرعه تا غدیر

http://www.tvshia.com/sites/default/files/field/photo/tvshia.com-gadire-khom_1.jpg

پایگاه تحقیقاتی غدیر در نظر دارد به منظور آشنایی مخاطبان گرامی با واقعه ی غدیر، رویدادهای مربوط به آن ، و همچنین پاسخگوئی به سوالات و شبهات اعتقادی جامعه طرح کتابخوانی غدیر را با نام «جرعه جرعه تا غدیر» تقدیم مخاطبان نماید. 

لذا این سیر مطالعاتی در سه سطح مقدماتی، متوسطه و پیشرفته تنظیم شده است تا مخاطب در یک مسیر مشخص و گام به گام با معارف عمیق و ارزشمند غدیری آشنا گردد.

سیر کامل مطالعاتی غدیر

سطح مقدماتی

سطح متوسطه

سطح پیشرفته

طبیعی است که این سیرکتابخوانی با توجه به دسترسی به منابع و چاپ کتاب های جدید در رابطه با غدیر و مباحث مربوط به آن به روز رسانی خواهد شد. 

یا علی

حدیث وصایت در روایت های اهل سنت

علی بن ابیطالب (علیه السلام) وصی و جاشین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است. روایات این باب را اهل سنت  هم ذکر کرده اند و این مطلب سند بسیار مهمی بر جانشینی و ولایت آن حضرت است.

۱. روایت انس بن مالک:

احمد حنبل از آقای انس بن مالک، که صحابی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و خادم آن حضرت است نقل می کند که پیامبر اکرم فرمود:
«وصیی و وارثی یقضی دینی و ینجز موعودی علی بن أبی طالب» (وصی و وارث من و کسی دین مرا ادا می کند و شخصی که وعده های مرا حتمی می کند، علی بن ابیطالب است) (فضائل الصحابة لابن حنبل، ج ۲، ص ۶۱۵)

۲. روایت سلمان:

طبرانی با سند خودش از سلمان فارسی اینگونه نقل می‌کند:
«قلت یا رَسُولَ اللَّهِ لِکُلِّ نَبِیٍّ وَصِیٌّ فَمَنْ وَصِیُّکَ؟ قال فإن وصیی وَ مَوْضِعُ سِرِّی وَ خَیْرُ من أَتْرُکُ بَعْدِی وَ یُنْجِزُ عِدَتِی وَ یَقْضِی دَیْنِی عَلِیُّ بن أبی طَالِبٍ.»  (عرض کردم یا رسول الله! برای هر پیامبری وصی و جانشینی است. وصی و جانشین شما کیست؟ پیامبر اکرم فرمودند: همانا وصی من و محل اسرار من و بهترین کسی  که بعد از من باقی می ماند و آن کس که وعده های مرا عملی می  کند و دیون مرا پرداخت  می کند، علی بن ابیطالب است) (المعجم الکبیر، ج ۶، ص ۲۲۱ و فضائل الصحابة لابن حنبل، ج ۲، ص ۶۱۵ و مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۱۳)

۳. روایت بریده:

ابن عساکر از بریده چنین نقل می کند:
«لکل نبی وصی و وارث و ان علیا وصیی و وارثی» (برای هر پیامبری وصی و وارثی است. وصی و وارث من هم  علی بن ابیطالب است) (الکامل فی ضعفاء الرجال، ج ۴، ص ۱۴ و تاریخ مدینة دمشق، ج ۴۲، ص ۳۹۲ و المناقب، الموفق الخوارزمی، ص ۸۵ و مناقب علی بن أبی طالب (علیه السلام)، ابن المغازلی، ص ۱۶۷ و ذخائر العقبى فی مناقب ذوی القربى، ج ۱، ص ۷۱)

۴. روایت ابوایوب انصاری:

طبرانی از ابو ایوب انصاری نقل می کند که نبی مکرم اسلام به فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) فرمود: «آیا نمی دانی که خدای عالم بر زمین نگاهی انداخت و پدرت را انتخاب کرد و او را به نبوت مبعوث کرد و دوباره به زمین نظر انداخت، همسرت را انتخاب کرد و به من وحی کرد که تو را به عقد او درآورم و او را وصی خود قرار دهم؟!» (المعجم الکبیر، ج ۴، ص ۱۷۱ و مجمع الزوائد، ج ۸، ص ۲۵۳)

اشکال:

ممکن است اشکال شود که این روایت، ولایت علی بن ابیطالب (علیه السلام) را ثابت می کند؛ ولایت ائمه ی دگر را چگونه اثبات می کنید؟

 
جواب:

در این باب هم روایت های زیادی داریم . به عنوان نمونه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت داریم که فرمود: 
«من سره أن یحیى حیاتی و یموت مماتی و یسکن جنة عدن التی غرسها ربی فلیوال علیا من بعدی ولیوال ولیه، ولیقتد بأهل بیتی من بعدی.» (هر  کس دوست دارد که زندگی اش زندگی محمدی و مرگش هم مرگ محمد باشد و در بهشتی عدنی که خدای عالم به دست خویش درخت های آن را کاشته ساکن شود، پس باید بعد از من ولایت علی را داشته باشد و  ولایت کسی را داشته باشد که علی، وی را به جانشینی انتخاب می کند. و باید بعد از من به اهل بیتم  اقتدا نماید) (حلیة الأولیاء، ج ۱، ص ۸۶  و کنز العمال، ج ۱۲، ص ۴۸ و تاریخ مدینة دمشق، ج ۴۲، ص ۲۴۰)
کاملا هم مشخص است که ائمه هدی چه کسانی هستند.
ابن حجر، وقتی به این روایت می رسد با دست پاچگی در صدد تضعیف آن بر  می آید، که این کار به خوبی نشان گر میزان اهمیت روایت است. وی می گوید: «فی إسناده یحیى بن یعلی المحاربی و هو واه» (در سند روایت یحیی بن یعلی محاربی است که وی فردی به شدت ضعیف است!) (الإصابة فی تمییز الصحابة، ج ۲، ص ۵۸۷) 
کلمه ی «واه» در اصطلاح علم رجال یعنی: «به شدت ضعیف»
تنها اشکالی که ابن حجر به روایت می گیرد همین است که یحیی بن یعلی را متهم به ضعف کند آن هم با عبارت «واه!».
خوب است از هیمن جا سری به تقریب التهذیب ابن حجر بزنیم و نگاهی به آن  بیندازیم. ابن حجر در این کتاب وتی به نام یعیی بن بعلی بن الحارث المکاربی می  رسد می گوید: «یحیى بن یعلى بن الحارث المحاربی الکوفی ثقة» (او موثق است!) (تقریب التهذیب، ج ۱، ص ۵۹۸)
در تهذیب هم از قول ابو حاتم ـ که یکی از استوانه های رجال است ـ می گوید: «و قال أبو حاتم ثقة» (وی موثق است!)  (تهذیب التهذیب، ج ۳، ص ۳۵)
فکر می کنم دیگر حرفی برای گفتن باقی نمانده باشد. چگونه است  که یک راوی در یک جا موثق است و مشکلی ندارد اما در جای دیگر که مطلب حقی را بیان می کند؛ مطلبی که با مذاق ابن حجر سازگار نیست، نه تنها فردی غیر موثق، بلکه انسانی  به شدّت ضعیف معرفی می شود؟!!!

برگرفته از سخنان آیت الله حسینی قزوینی با مختصری تصرف و ویراستاری توسط احمد نباتی