جرعه جرعه تا غدیر

http://www.tvshia.com/sites/default/files/field/photo/tvshia.com-gadire-khom_1.jpg

پایگاه تحقیقاتی غدیر در نظر دارد به منظور آشنایی مخاطبان گرامی با واقعه ی غدیر، رویدادهای مربوط به آن ، و همچنین پاسخگوئی به سوالات و شبهات اعتقادی جامعه طرح کتابخوانی غدیر را با نام «جرعه جرعه تا غدیر» تقدیم مخاطبان نماید. 

لذا این سیر مطالعاتی در سه سطح مقدماتی، متوسطه و پیشرفته تنظیم شده است تا مخاطب در یک مسیر مشخص و گام به گام با معارف عمیق و ارزشمند غدیری آشنا گردد.

سیر کامل مطالعاتی غدیر

سطح مقدماتی

سطح متوسطه

سطح پیشرفته

طبیعی است که این سیرکتابخوانی با توجه به دسترسی به منابع و چاپ کتاب های جدید در رابطه با غدیر و مباحث مربوط به آن به روز رسانی خواهد شد. 

یا علی

درس ششم امام زمان عليه السلام در خطابه غدير

ِ أَلَا إِنَّهُ مُدْرِكٌ بِكُلِّ ثَارٍ لِأَوْلِيَاءِ اللَّه‏
آگاه باشيد او، به دست آورنده خون همه‌ي دوستان خداست.

مُدرک، درک کننده يعني خونخواه.
خونخواه يعني ولي دم. يعني اگر قرار است براي خون کسي قصاص بشود و پول و يا ديه‌اي بگيرند، ولي دم صاحب اين حق است. مثل اين که خداي نکرده پدري کشته شود، فرزندان آن پدر، ولي دم هستند.
 يعني خونهاي اولياي خدا که به ناحق ريخته شده و بايد قصاص شود و يا ديه گرفته شود، ولي دم وآن کس که مدرک ثار اولياء الله است، امام عصر ارواحنا فداه، مي‌باشد.
  چند لغت داريم که خيلي جالب است و از اختصاصات و زيبايي‌هاي فرهنگ شيعه است، يعني فرهنگ اسلام است.يکي ثارالله است ،يکي هم اميرالمؤمنين عليه السلام است. سعي کنيم ديگر علي عليه السلام نگوئيم، بلکه بگوييم علي اميرالمؤمنين عليه السلام چون بار اميرالومنين خيلي زياد و قوي است.
 حال به لغات توجه مي‌کنيم.
 ثار چند معنا دارد: ثوره يعني بر انگيختن، در زبان عرب به انقلاب ثوره مي‌گويند. ثار،يکي به معناي انقلاب و برانگيخته شدن است،که اصل لغتش است. دوم به معناي خون است. چون خون برانگيخته مي‌شود و برمي‌انگيزاند و ديگري به معناي خون خواهي و خونخواه است.
   يکي از خصوصيات زيارت عاشورا اين است که به امام حسين عليه السلام عرض کنيم: السلام عليک يا ثار الله وابن ثاره. اين جا هم هر دو معنا هست يک معناي آن اين است که خون خدا هستي. يعني آنقدر خونت در راه خدا ريخته شده که اگر قرار بود خدا خون داشته باشد، خون تو (امام حسين (عليه السلام)) خون خدا بودويا آنقدر خون تو به خون خدا پيوند خورده است که ثارالله هستي . مثل اينکه مي‌گويند چشمش چشم خدايي است.. نگاهش نگاه خدايي است . عدلش عدل خدايي است. ثارالله يعني تو خون خدا هستي. خوني که تمام قطراتش در راه خدا ريخته شده. معناي ديگرش اين است که تو کسي هستي که خدا خونخواه تواست. يعني خدا ولي دم تواست. اين هم خيلي جالب و زيباست. يعني اگر قرار باشد کسي خونخواهي خون تو را کند آن کس خود خداست.
 وقتي مي‌گوئيم: «أَلَا إِنَّهُ مُدْرِكٌ بِكُلِّ ثَارٍ لِأَوْلِيَاءِ اللَّه‏» ، اينجا ثار به معناي خون است نه خونخواه، چون قبل از ثار ،کُل ،آمده يعني او ولي دم همه‌ي خونهاي اولياء و دوستان خداست. يعني در تاريخ بشريت از اول تاريخ ابوالبشر .چون کلمه‌ي کل بکار رفته بعد از اسلام نيست بلکه از اول تاريخ ابوالبشر مي‌باشد، تا موقع ظهور حضرت، هرخوني که از دوستان خدا به ناحق ريخته شده وليش امام زمان عليه السلام مي‌باشد. حال ايشان از چه کسي خونخواهي مي‌کند و قصاص و ديه‌اش را ازچه کسي مي‌گيرد؟آنها که رفته اند، از آنها که وارثان اخلاقي و وارثان صلبي آنها هستند، يعني کساني که از نظر اخلاقي و صلبي دنباله روي آنها هستند. آنها کساني هستند که امام زمان ارواحنا فداه از آنها خون‌خواهي مي‌کند. علتش اين است که الان مثلاً فرض کنيم امام زمان عليه السلام امروز  ظهور بفرمايند، ان شاء الله. هزار نسل کساني بوده اند که اولياء الله را کشته‌اند.حضرت عيسي عليه السلام را به صليب کشيده‌اند حضرت موسي و حضرت نوح عليهما السلام را اذيت کردند و ... تمام اينهايي که در طول تاريخ به ناحق کشته شده‌اند و کسي هنوز خون آنها را زنده نکرده، اين کار امام زمان عليه السلام است.
  
    درقرآن يک آيه‌اي هست که: «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُورا» (اسرا : 33 ).يعني کسي که مظلومانه کشته شده، براي ولي دم اوقدرت و سلطنت قرار داريم ، سلطنت يعني مي‌تواند قصاص کند و مي‌‌تواند ديه بگيرد و مي‌تواند ببخشد، اين ولي که سلطنت دارد اسراف در قتل نمي‌کند و به عدالت مي‌کُشد، کساني را که خون به ناحق ريخته‌اند.
    اصل قصاص فطري است و اين به خاطر آن است که انسان در مقابل خون ريخته شده،خصوصا به ناحق،آرامش ندارد. تا وقتي که قاتل را نکشد آرامش پيدا نمي کند، اين آخرين حد آرامش است .البته ممکن است روحيه بلندي داشته و گذشت کند و يا ديه بگيرد و در قانون اسلام داريم که مي توانيد ديه بگيريد بعد از ديه هم داريم که : وان تعفو خير لکم ( و مي توانيد ببخشيد ).
    پس در مقابل خون به ناحق ريخته شده سه گزينه وجود دارد که alternative و جايگزين هم هستند: اول قصاص است دوم ديه سوم عفو وبخشش ،قاتل را ببخش .
    اصل قصاص چون فطري است در تمام اقوام، در قرون و اعصار کهن تا  به حال وجود داشته و دارد و يک مسئله انساني و فطري در همه ي کشورها است. در دمکراتيک ترين کشورها، قصاص وجود دارد . در حکومت حقه امام عصرعجل الله تعالي فرجه الشريف که موعود و منتظر همه اديان الهي است مسائل فطري به عنوان تکامل مسائل حکومتي است .در زمان امام عصر عصرعجل الله تعالي فرجه الشريف که همه اديان و همه ي گروهها حتي گروههاي ماترياليسي و لائيک (روي ويژگيها و فطرت انسانيشان)  منتظر حکومت عادله يا مدينه فاضله (که توسط افلاطون از دير باز بيان شده) هستند.در اين حکومت همه چيزبايد سر جاي خودش باشد .زيرا عدل يعني (وضع کل شي في موضعه ) يا ( اعطاء کل شي حقه )، عدل يعني هر چيزي در جاي خودش قرار بگيرد و يا اينکه به هر صاحب حقي حقش را بدهيم ، گِل بايد آنجا باشد، موزائيک بايداينجا باشد ، چراغ بايد آنجا باشد و... اين عدالت است . در تکوين ،يعني عالم هستي، هر چيز در جاي خودش است . هيچ چيز جابجا نمي شود . اگر چيزي جابجا شود،چه بسا موجب انفجارشود. مثل اينکه الکترون را برداريم به جاي پروتون بگذاريم پروتون را برداريم به جاي نوترون بگذاريم .
پس :يکي از خصوصيات امام زمان عصرعجل الله تعالي فرجه الشريف اين است که مدرک ثار است .يعني خونخواه  تمام خونهاي ريخته شده اوليا الله است. اگر انتقام آنها گرفته نشده انتقام خواهد گرفت.يا قصاص مي کند يا ديه اش را مي گيرد،ويا اگر بخواهد عفو مي کند. در حکومت عدل امام زمان عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف ،ايشان مدرک ثار همه ي اوليا الله است .همه آنهايي که ولي خدا بودند و خونشان به ناحق ريخته شده. از آدم ابوالبشر وهابيل  تا زماني که حضرت ظهور مي کنند. امام زمان عصرعجل الله تعالي فرجه الشريف انتقام گيرنده خون آنهاست . بنابراين اگر خون امير المومنين عليه السلام و خون حضرت فاطمه سلام الله عليها و خون امام حسن عليه السلام وخون امام حسين عليه السلام ريخته شده، امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف دريافت کننده و رسيدگي کننده خون ريخته شده ي به ناحق آنها است.
   در روايت داريم که " انه کان منصورا" امام زمان ارواحنا فداه است .يکي از القاب آن حضرت منصور است.  منصور بخاطر اين از القاب امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است که در خونخواهي از قاتلان اولياء الله ، از طرف فرشتگان ياري شده و تأئيد مي‌شود.
ِ أَلَا إِنَّهُ النَّاصِرُ لِدِينِ اللَّهِ ، آگاه باشيد که او ياور دين خداست.
   اين عبارت تکميل کننده عبارت " أَلَا إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَى الدِّين‏ " است. يعني او بر همه‌ي اديان چيره و غالب مي‌شود و دين خدا را ياري مي‌کند.
     دين خدا چيست؟  در همين خطا به غدير است که إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ...(آل عمران : 19 )
      ما ميدانيم که تمام انبياء ومرسلين و ائمه ،يار دين خدا هستند و ياري دين خدا کردند.. معلوم مي‌شود ذکر اين خصوصيت براي امام زمان عليه السلام به گونه اي است که با ديگران فرق دارد. فرقش اين است که نصرت واقعي دين خدا وقتي است که کليه آثار شرک از دنيا برداشته شده و دين خدا بر تمامي زمين گسترده شود و آيات خدا تحقق يابدکه:
هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ  (سوره‌ي توبه آيه 33 سوره فتح آيه 28 و سوره‌ي صف آيه 9 )
  روايات متعددي داريم که مصداق اين آيات، قائم آل محمد، امام زمان عليه السلام است.
    أَلَا إِنَّهُ النَّاصِرُ لِدِينِ اللَّه‏ ، ياري مي‌کند دين خدا را. يعني دين خدا رادرتمامي گستره‌ي زمين ياري مي‌کند، با ابلاغ و با اجرا ،هم با عمل هم با گفتار. امام زمان  عليه السلام هم وظبقه‌ي ابلاغ دارند و هم وظيفه‌ي اجرا. لذا إِنَّهُ النَّاصِرُ لِدِينِ اللَّه که در مورد امام زمان  عليه السلام است، معنايش اين است که آن حضرت اسلام را در جهان پياده مي‌کند . َ إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَى الدِّين‏ هم همين مسئله را مي‌رساند.
    اين نکته اساسي است که در اينجا است. اساس حکومت امام عصر ارواحنا فداه و قيام آن حضرت نيز بر همين نکته است که وظيفه اختصاص ايشان اين است که دين را پياده کنند.
حال بايد توجه کنيم که دوران زندگي امام عصر عليه السلام دو مقطع مشخص دارد. يکي دوران غيبت يکي دوران ظهور. در دوران غيبت هم خود حضرت و هم يارانشان براي ظهور آماده مي‌شوند. در اينجا است که براي اينکه إِنَّهُ النَّاصِرُ لِدِينِ اللَّه تحقق بپذيرد بايد در مقطع غيبت، هم خود حضرت و هم يارانش کار بکنند و لذا است  کساني که در دوران غيبت هستند بايد عمل و تلاش کنند. پيغمبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم در روايتي فرموده‌اند که به برادران من سلام برسانيد و فرموده‌اند که اي کاش برادران خودم را ملاقات مي‌کردم .خليفه اول و دوم گفتند  مگر ما برداران شما نيستيم ؟حضرت فرمودند شما صحابه من هستيد . برادران من کسان ديگري هستند، و فرمودند برادران من کساني هستند که مرانمي بينند و به من ايمان مي آورند،امامشان را نديده اند و به او ايمان مي آورند.
    ياران امام زمان عليه السلام باايمان خودو تلاش و کوشش و جديت در زمينه‌سازي ظهور، و تبليغ دين و بلاغ مبين در دوران غيبت ،امام زمان ارواحنا فداه و دين خدا را ياري مي‌کنند، قولاً و عملاً.
     امام زمان عليه السلام ياري مي‌کند دين خدا را با عمل خودش، و در زمين آنر پياده مي‌کند. تنها کسي است  که مأمور اجراي دين است،  نه فقط مأمور ابلاغ . ياران ايشان هم در زمان غيبت آمادگي کامل را براي ظهور دارند.آمادگي کامل در حرف و عمل،در خواب و بيداري،در ظاهر و باطن ،در کار و زندگي، در رفتار در منزل،در اجتماع و...