جرعه جرعه تا غدیر

http://www.tvshia.com/sites/default/files/field/photo/tvshia.com-gadire-khom_1.jpg

پایگاه تحقیقاتی غدیر در نظر دارد به منظور آشنایی مخاطبان گرامی با واقعه ی غدیر، رویدادهای مربوط به آن ، و همچنین پاسخگوئی به سوالات و شبهات اعتقادی جامعه طرح کتابخوانی غدیر را با نام «جرعه جرعه تا غدیر» تقدیم مخاطبان نماید. 

لذا این سیر مطالعاتی در سه سطح مقدماتی، متوسطه و پیشرفته تنظیم شده است تا مخاطب در یک مسیر مشخص و گام به گام با معارف عمیق و ارزشمند غدیری آشنا گردد.

سیر کامل مطالعاتی غدیر

سطح مقدماتی

سطح متوسطه

سطح پیشرفته

طبیعی است که این سیرکتابخوانی با توجه به دسترسی به منابع و چاپ کتاب های جدید در رابطه با غدیر و مباحث مربوط به آن به روز رسانی خواهد شد. 

یا علی

عبد الرحمن بن عوف

عبدالرحمن از قبیله بنی زهره، پسر عموی سعد بن ابی وقاص و داماد عثمان بن عفان می باشد.

وی از نخستین مهاجران بوده و در بیشتر جنگها همراه پیامبر شرکت داشت.

پس از رحلت رسول خدا، عبدالرحمن با چند تن دیگر از مهاجران در سقیفه حاضر شد و از بیعت، با ابوبکر جانبداری کرد. وی از هواداران خلیفه اول و دوم بود.

هنگامی که خلیفه دوم ضربت خورد اعضای شورای شش نفره تعیین کرد و گفت: اگر سه نفر با یکی و سه نفر دیگری با شخص دیگر بودند، سه نفری را انتخاب کنید که عبدالرحمن بن عوف با آنهاست.

دو نامزد اصلی در جریان تعیین خلیفه امام علی و عثمان بن عفان. بودند.

 

شرط سپردن خلافت به امام علی علیه السلام:

عبدالرحمن سپردن خلافت به امام علی را مشروط به عمل به کتاب خدا، سنت رسول و سیره ابوبکر و عمر نمود که امام شرط سیره ابوبکر و عمر را نپذیرفت.

در عوض، عثمان آنرا پذیرفت و عبدالرحمن با او بیعت کرد و بدین ترتیب عثمان خلیفه مسلمین گردید.

امام علی به عبدالرحمن فرمود:

تو عثمان را برگزیدی تا خلافت را پس از خود به تو بازگردانددنیا را به کامش کردی، این نخستین روزی نیست که شما بر ضدّ ما به پشتگرمی یکدیگر برخاسته اید فصبرجمیل والله المستعان.

سپس حضرت از خداوند خواست تا میان آندو دشمنی پدید آورد.

در دوران اولیه خلافت عثمان، عبدالرحمن به خوبی از عطایای او بهره مند بود که به نحوی که عثمان مبالغ بسیار زیادی به وی بخشید. اما در اواخر عمر بر سر مسائلی از جمله مسئله خلافت عبدالرحمن پس از عثمان بین آندو اختلاف و دشمنی پدید آمد. عبدالرحمن عهد کرد که هرگز با او سخن نگوید.

پس از مدتی عبدالرحمن بیمار شد و عثمان به عیادتش رفت، اما او رو به سوی دیوار کرد و با وی سخن نگفت.

اودر سال 32 ه. ق در زمان خلافت عثمان در مدینه در گذشت.

وی یکی از ثروتمندان بازرگانان قریش بود و پس از خود ثروتی بی شمار باقی گذارد. هزار شتر، صد اسب، ده هزار گوسفند و زمینهای کشاورزی. هریک از چهار زن او به مقدار 84 هزار درهم ارث بردند.