جرعه جرعه تا غدیر

http://www.tvshia.com/sites/default/files/field/photo/tvshia.com-gadire-khom_1.jpg

پایگاه تحقیقاتی غدیر در نظر دارد به منظور آشنایی مخاطبان گرامی با واقعه ی غدیر، رویدادهای مربوط به آن ، و همچنین پاسخگوئی به سوالات و شبهات اعتقادی جامعه طرح کتابخوانی غدیر را با نام «جرعه جرعه تا غدیر» تقدیم مخاطبان نماید. 

لذا این سیر مطالعاتی در سه سطح مقدماتی، متوسطه و پیشرفته تنظیم شده است تا مخاطب در یک مسیر مشخص و گام به گام با معارف عمیق و ارزشمند غدیری آشنا گردد.

سیر کامل مطالعاتی غدیر

سطح مقدماتی

سطح متوسطه

سطح پیشرفته

طبیعی است که این سیرکتابخوانی با توجه به دسترسی به منابع و چاپ کتاب های جدید در رابطه با غدیر و مباحث مربوط به آن به روز رسانی خواهد شد. 

یا علی

وصایت در نهج البلاغه

نهج البلاغه و مخالفان وصایت امیرالمومنین علیه السلام
(اسناد وصايت)

شبهه :
در نهج البلاغه سخن از - وصایت و وصیت - و وصى بودن على بن ابى طالب علیه‏السلام آمده است و این گونه واژه‏ها تنها در سخنان سید رضى است و قبل از او به کار نمى‏رفته و این خود دلیل آن است که نهج البلاغه به على بن ابى طالب علیه‏السلام نسبت داده شده است و از سخنان او نمى‏باشد. - اثر التشیع فى الادب العربى ص 56 و الاسام على تالیف احمد زکى صفوت ص 131.

پاسخ:
موضوع وصیت کردن پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و وصى بودن امیر المومنین على بن ابى طالب علیه‏السلام موضوع مشهورى است میان مردم قبل از زمان سید رضى رحمه الله و پس از آن زمان.
و در اغلب کتب تفسیر و حدیث و تاریخ و کلام و شعر از آن نام برده شده است و موضوعى نیست که بر کسى پوشیده باشد.
علامه امینى قدس سره در یازده جلد کتاب الغدیر شعراء را از زمان خود رسول اکرم صلى الله علیه و آله تا این زمان گردآورى کرده و حدیث غدیر متواتر میان شیعه و اهل سنت - و مورد قبول تمام مسلمانان - یکى از قوى‏ترین ادله وصى بودن على علیه‏السلام است.
اگر در اسلام بر هر مسلمان لازم است، نسبت به مال و ثروت و دیون خود وصیت کند و وصى تعیین نماید - تا آنجا که در صحیح بخارى (ج 3 ص 2) و صحیم مسلم (ج 4 ص 10) آمده است که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود:
((هیچ مسلمانى - اگر ثروتى داشته باشد - حق ندارد دو شب بر او بگذرد مگر آنکه وصیتش را نوشته و نزدش باشد)).
و در صحیح مسلم افزود: ابن عمر گفت: از آن زمانى که این حدیث را از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیدم شبى بر من نگذشت مگر آنکه وصیتم نزدم بود.
- پس چرا وصیت را نسبت به خلافت پیامبر صلى الله علیه و آله و شریعت ماندگار اسلام و آنچه موجب تامین سعادت دنیا و آخرت مسلمانان است انکار کنیم بویژه آنکه مردم قدرت تشخیص و انتخاب آن فرد صالح و شایسته‏ى جانشینى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله را که رسول خدا و آورنده دین خداست  را ندارند و این خداست که حجت خود و ولی خود را معرفی میکند نه مردم . پس بناچار باید رسول الله صلى الله علیه و آله با انتخاب خداى متعال که ((علام الغیوب)) است جانشین و خلیفه پس از خود را تعیین کند و امامانى (همچون خود پیامبر اسلام) معصوم از هرگونه گناه و خط تا روز قیامت پرچمداران اسلام و مفسران قرآن و مبینان احکام الهى و شریعت آسمانى بوده باشند.
آیا معقول است گفته شود ابوبکر از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به مصالح امت اسلامى آگاه‏تر بوده لذا وصیت کرد که عمر پس از او خلیفه مسلمانان باشد؟
آیا ممکن است بگوئیم ((عائشه)) ام المومنین از رسول خدا صلى الله علیه و آله نسبت به مصالح مسلمانان دلسوزتر بوده لذا به عبدالله بن عمر مى‏گوید:
فرزندم سلام مرا به پدرت برسان و به او بگو امت محمد را بدون سرپرست نگذارد و کسى را به جانشینى خود تعیین کند چونکه من مى‏ترسم اگر آنها را به حال خود رها سازد، دچار فتنه و آشوب شوند.
((الامامه و السیاسه)) تالیف این قتیبه دینورى، ج 1 ص 22.
آیا عبدالله بن عمر مثل ترک جانشین را بهتر از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى‏داند ؟
ابن سعد در (طبقات ج 3 ص 249) از عبدالله بن عمر نقل مى‏کند که به پدرش گفت:
کسى را به جانشینى خود تعیین کن، عمر گفت: چه کسى را خلیفه خود بگردانیم؟ عبدالله گفت: تلاش کن کسى را پیدا کنى تو که خداى آنها نیستى؟ آیا این چنین نیست که اگر تو سرپرست زمینهاى کشاورزى خود را فرا خوانى، آیا دوست ندارى کسى را به جانشینى خود بگمارد تا زمانى که به آنجا بازگردد ؟! لذا عمر تصمیم گرفت شوراى شش نفرى جهت انتخاب رهبر تشکیل دهد !
آیا معاویه بن ابى سفیان ترس آن را دارد که امت محمد را همچون گوسفندان بدون شبان رها کند، و لذا به جانشینى یزید وصیت مى‏کند؟ ولى رسول خدا صلى الله علیه و آله نسبت به آینده امت خود بى تفاوت بود و این ترس را نداشت؟ ((تاریخ طبرى، ج 6، ص 170)).
آیا ممکن است، رسول خدا صلى الله علیه و آله اسلام نوپا و امت مسلمان را رها ساخته باشد و آنان را همچون گوسفندان بودن شبان به حال خود واگذاشته باشد؟
شاید این امور را آنهم تحت شرایط خاص و ویژه ای محال و ناممکن ندانیم ولی وقتی به واقعیت تاریخ مینگریم مشاهده میکنیم که رسول خدا صلى الله علیه و آله این انتصاب را به روشنی انجام داده اند به فرمان خدا وصیت کرده و جانشین خود را تعیین نموده.
خداوند متعال به رسولش مى‏فرماید:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته....
((اى پیامبر آنچه از جانب پروردگار به سوى تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکنى پیامش را نرسانده‏اى و خدا تو را از گزند مردم نگاه مى‏دارد ...))
- سوره مائده، آیه 67.
اگر بخواهیم در اینجا احادیثى را که در مورد وصیت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به على بن ابى طالب علیه‏السلام آمده است ذکر کنیم و در این باره به تفصیل سخن گوئیم از مسیر نوشته خود فاصله گرفته ایم  ولى به عنوان نمونه به ذکر یک حدیث اکتفا مى‏کنیم:
ابن شهر آشوب در ((مناقب آل ابى طالب)) ج 3 ص 47 به نقل از کتاب ((الولایه)) تالیف محمد بن جریر طبرى روایت مى‏کند که سلمان فارسى گفت:
به رسول خدا صلى الله علیه و آله گفتم یا رسول الله هیچ پیامبرى نبوده جز آنکه وصى و جانشین داشته، پس وصى و جانشین شما کیست؟ فرمود: وصى و خلیفه من و بهترین کسى که من پس از خود به جا مى‏گذارم آنکه دیون مرا مى‏پردازد و به وعده‏هاى من عمل مى‏کند (اگر به کسى وعده داده‏ام که به او چیزى را بدهم او آن را خواهد داد) على بن ابى طالب است.
محقق ارجمند جناب آقاى سید عبدالزهراء حسینى خطیب در کتاب ارزشمند ((مصادر نهج البلاغه و اسنانیده)) (ج 1 ص 142 - 162) بیش از هفتاد حدیث از کتابهاى سنی نقل کرده که در آن لفظ وصى و وصایت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به على بن ابى طالب علیه‏السلام آمده است:
و همچنین علامه امینى قدس سره در کتاب معتبر ((الغدیر)) نام دهها کتاب را که تالیف برخى از آنها پیش از تولد سید رضى رحمه الله بود، از قرن اول هجرى تاکنون به نام ((الوصیه)) و ((الولایه)) تالیف شده ذکر نموده است.
آیا بعد از این همه احادیث اشعار و کتابهایى که قبل از زمان سید رضى رحمه الله و پس از آن پیرامون وصیت پیامبر صلى الله علیه و آله آمده است هیچ عاقلى به خود اجازه مى‏دهد که چنین شبهه‏اى را مطرح کند و بگوید: نهج البلاغه سخنان سید رضى است چونکه او اول کسى است که از وصیت پیامبر صلى الله علیه و آله به على بن ابى طالب علیه‏السلام سخن گفت)). بنابراین این شبهه نیز ناتمام است.
- البته پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله با وصى و جانشین خود این عهد و پیمان را بسته بود که آماده پیمان شکنى و خیانت امت باشد و اینکه امامت او را نخواهند پذیرفت.
خطیب بغدادى در تاریخ بغداد (ج 11 ص 216) به سند خود از امیر المومنین علیه‏السلام نقل کرده که فرمود:
((مما عهد ان النبى صلى الله علیه و آله ان الامه ستغدر بک من بعدى))
((از آنچه پیامبر با من عهد کرده است که پس از من به تو خیانت خواهد شد ))

حاکم و مستدرک ج 3 ص 140 - 143
پس از نقل این حدیث آن را صحیح شمرده است و حدیث آن را صحیح شمرده است و حدیث دیگرى را نقل کرده‏اند که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به على علیه‏السلام فرمود: ((پس از من مشکلات فراوانى خواهى داشت على علیه‏السلام گفت آیا دینم سالم خواهد بود؟ فرمود: ((آرى همراه با سلامت دینت مى‏باشد)) حاکم و ذهبى این حدیث را صحیح شمرده‏اند.
علامه امینى رحمه الله در ((الغدیر)) ج 7 ص 73، از ((کنوز الدقائق)) تالیف مناوى ص 188 نقل کرده که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به على علیه‏السلام فرمود: یا على پس از من تو گرفتار خواهى شد ولى با آنان نجنگ.
براى اطلاع بیشتر به کتابهاى ذیل مراجعه شود: ((المراجعات)) تالیف سید شریف الدین ((اصل الشیعه و اصولها)) تالیف کاشف العظاء ((عقاک الامامیه)) تالیف محمد رضا مظفر، ((ثم اهتدیت)) تالیف تیجانى و ...

نويسنده:بخش پاسخ به شبهات
برگرفته در تاريخ:28/06/89