جرعه جرعه تا غدیر

http://www.tvshia.com/sites/default/files/field/photo/tvshia.com-gadire-khom_1.jpg

پایگاه تحقیقاتی غدیر در نظر دارد به منظور آشنایی مخاطبان گرامی با واقعه ی غدیر، رویدادهای مربوط به آن ، و همچنین پاسخگوئی به سوالات و شبهات اعتقادی جامعه طرح کتابخوانی غدیر را با نام «جرعه جرعه تا غدیر» تقدیم مخاطبان نماید. 

لذا این سیر مطالعاتی در سه سطح مقدماتی، متوسطه و پیشرفته تنظیم شده است تا مخاطب در یک مسیر مشخص و گام به گام با معارف عمیق و ارزشمند غدیری آشنا گردد.

سیر کامل مطالعاتی غدیر

سطح مقدماتی

سطح متوسطه

سطح پیشرفته

طبیعی است که این سیرکتابخوانی با توجه به دسترسی به منابع و چاپ کتاب های جدید در رابطه با غدیر و مباحث مربوط به آن به روز رسانی خواهد شد. 

یا علی

منافقين در غدير

در این بخش رفتار منافقين در غدير را از سه جهت مورد بررسى قرار مى دهيم:

  1. اقدامات و توطئه هاى عملى آنان بر ضد غدير.
  2. گفته هاى آنان از روى نفاق و حسد و كينه و غيظ نسبت به ماجراى غدير.
  3. نمونه هاى بارز از عكس العملهاى آنان در غدير.

 

توطئه هاى منافقين در غدير

منافقين از مدتها پيش از غدير، صفوف خود را بر ضد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و برنامه هاى آن حضرت مستحكم مى كردند و نقشه هاى كوتاه مدتى را در مقاطع حساس به اجرا در مى آوردند.

در حجة الوداع كه متوجه نزديكى رحلت حضرت و نيز تصميم او براى تعيين رسمى جانشين خود شدند، دست به اقدامات اساسى زدند و خود را براى روزهاى بعد از وفات پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آماده كردند، و اينجا بود كه خط كفر و نفاق و عصيان دست به دست هم داده بودند.

جاسوسانى هم به طور دائم اخبار را درباره ى جزئيات تصميم هاى حضرت به آنها مى رساندند.

 

صحيفه ملعونه اول1

نطفه ى توطئه آنگاه منعقد شد كه ابتدا دو نفر از منافقين در يك تصميم اساسى با هم پيمانى بستند، و آن اين بود كه:

اگر محمد از دنيا رفت يا كشته شد نگذاريم خلافت و جانشينى او در اهل بيتش مستقر شود.

سه نفر ديگر هم در اين تصميم با آنها هم پيمان شدند، و اولين قرارداد و معاهده را در كنار كعبه بين خود امضا كردند، و آن را داخل كعبه زير خاك پنهان نمودند تا سندى براى التزام عملى آنان به پيمانشان باشد.

يكى از اين سه نفر معاذ بن جبل بود. او گفت: 'شما مسئله را از جهت قريش حل كنيد، و من درباره ى انصار ترتيب امور را خواهم داد'!

از آنجا كه 'سعد بن عبادة' رئيس كل انصار بود و او كسى نبود كه با ابوبكر و عمر هم پيمان شود، لذا معاذ بن جبل سراغ بشير بن سعيد و اسيد بن حضير كه هر كدام بر نيمى از انصار يعنى دو طايفه ى 'اوس' و'خزرج' نفوذ و حكومت داشتند آمد و آن دو را با خود بر سر غصب خلافت هم پيمان نمود.

 

توطئه قتل پيامبر2

نقشه ى قتل پيامبر صلى اللَّه عليه و آله يكبار در جنگ تبوك و چند بار بوسيله ى سَم و بارها به صورت ترور تدارك ديده شده بود كه همه نقش بر آب شد.

اما در حجة الوداع همان پنج نفر اصحاب صحيفه با نُه نفر ديگر، براى بار آخر نقشه ى دقيقترى براى قتل حضرت در راه بازگشت از مكه به مدينه كشيدند، و يكى از علتهاى اين اقدامشان آن بود كه قبل از اعلان خلافت على بن ابى طالب عليه السلام آن حضرت را بقتل برسانند تا براحتى به مقاصد خود دست يابند، ولى قبل از رسيدن به محلِ توطئه دستور الهى نازل شد و مراسم غدير انجام شد؛ اگر چه آنان از نقشه ها و توطئه هاى خود باز نايستادند.

نقشه چنين بود كه در محل از پيش تعيين شده اى در قله ى كوه 'هَرْشى' كمين كنند، و با توجه به اينكه اكثر مردم كوه را دور مى زدند و به سربالايى نمى آمدند، همين كه شتر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله سر بالائى كوه را پيمود و در سرازيرى قرار گرفت، سنگهاى بزرگى را به طرف شتر حضرت رها كنند تا به شتر برخورد كند يا بِرَمَد و با حركات ناموزون حضرت را بر زمين بزند، و آنان با استفاده از تاريكى شب به حضرت حمله كنند و در نتيجه قتل حضرت بطور يقينى انجام گيرد. سپس متوارى شوند و خود را داخل مردم پنهان نمايند تا شناخته نشوند.

 

خُنثى شدن توطئه قتل حضرت

خداوند تعالى پيامبرش را از اين توطئه آگاه ساخت و وعده ى حفظ او را داد. منافقين در گروه چهارده نفرى خود پيشاپيش قافله رفتند و در محل موعود- كه پايان سربالايى قُلّه ى هرشى و آغاز سراشيبى كوه بود- در ظلمت شب حاضر شدند و شترهاى خود را در كنارى خوابانيدند. سپس پشت صخره ها، هفت نفر در سمت راست جاده و هفت نفر در سمت چپ به كمين نشستند. اين در حالى بود كه ظرفهاى بُشكه مانند بزرگى را نيز همراه خود برده بودند و آنها را پر از ريگ و شن كرده بودند تا براى رماندن شتر آنها را از پشت سر در سراشيبى كوه رها كنند.

همين كه شترِ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به قله ى كوه رسيد و خواست راه را به سمت پائين در پيش گيرد، منافقين سنگهاى بزرگ و ظرفهاى پر از شن را كه بالاى پرتگاه قرار داده بودند رها كردند. سنگها به طرف شترِ حضرت به حركت در آمد و نزديك بود به شتر اصابت كند و يا مركب حضرت بِرَمَد.

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله با يك اشاره به شتر فرمان توقف دادند و اين در حالى بود كه حذيفه و عمار، يكى افسار شتر حضرت را در دست داشت و ديگرى از پشت سر شتر را راهنمايى مى كرد.

با توقف شتر، سنگها رد شده به سمت پائين كوه رفتند و حضرت سالم ماندند. منافقين كه از اجراى دقيق نقشه مطمئن بودند از كمينگاهها بيرون آمدند و با شمشيرهاى آخته به حضرت حمله كردند تا كار را تمام كنند. ولى عمار و حذيفه شمشيرها را كشيدند و با آنان در گير شدند، تا بالأخره آنان را فرارى دادند.

منافقين به پشت سنگها پناه آوردند و با استفاده از تاريكى شب هر يك به گوشه اى خزيدند تا پس از فاصله گرفتن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بر سر شترهاى خود روند و به قافله ملحق شوند.

براى آنكه نسلهاى آينده بدانند رؤساى منافقين در آن روز چه كسانى بودند و بسيارى از توطئه هاى بعد از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را براحتى تحليل كنند، در همان تاريكى شب حضرت اشاره اى فرمودند و ناگهان نورى تابيد و فضا را براى لحظاتى روشن ساخت. حذيفه و عمار چهره هاى چهارده نفر را كه در اين سو و آن سوى سنگها پنهان شده بودند به چشم خود ديدند و حتى شترانشان را ديدند كه در گوشه اى خوابانيده بودند. اين چهارده نفر عبارت بودند از: ابوبكر، عمر، عثمان، معاويه، عمروعاص، طلحة، سعد بن ابى وقاص، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبيدة بن جراح، ابوموسى اشعرى، ابوهريرة، مغيرة بن شعبة، معاذ بن جبل، سالم مولى ابى حذيفه.

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مأمور بود با آنان درگير نشود، زيرا در آن شرائط حساس فتنه اى بپا مى شد و زحمات گذشته در معرض خطر قرار مى گرفت.

فردا صبح كه نماز جماعت برپا شد همين چهارده نفر در صفهاى اول جماعت ديده شدند!! وحضرت سخنانى فرمود كه اشاره به آنان بود. از جمله فرمود: 'چه شده است گروهى را كه در كعبه هم قسم شده اند، كه اگر محمد از دنيا رفت يا كشته شد، هرگز نگذارند خلافت به اهل بيتش برسد'!!؟

 

صحيفه ملعونه دوم در مدينه3

وقتى وارد مدينه شدند منافقين كه در نقشه ى قبلى شكست خورده بودند، جلسه ى مهم ديگرى تشكيل دادند كه در آن سى و چهار نفر از بزرگان منافقين و همانهايى كه اغلب پس از رحلت حضرت در رأس امور قرار گرفتند، شركت داشتند.

در اين مجلس اساسنامه ى نقشه هاى آينده را تنظيم كردند و همه ى افراد زير آن طومار را امضا كردند. امضا كنندگان، گذشته از چهارده نفر قبل، عده اى ديگر از رؤساى قبايل و افرادى بودند كه هر يك گروهى از مردم را با خود همراه داشتند. از جمله ى آنان ابوسفيان، عكرمه پسر ابوجهل، سعيد بن عاص، خالد بن وليد، بشير بن سعيد، سُهيل بن عَمرو، ابوالأعور اسلمى، صهيب بن سنان و حكيم بن حزام بودند.

نويسنده ى طومار سعيد بن عاص و محل اجتماع و نوشتن، خانه ى ابوبكر بود. پس از امضا، طومار را پيچيدند و به ابوعبيده ى جراح به عنوان امينِ خود سپردند تا آن را به مكه ببرد و كنار صحيفه ى اول در كعبه دفن كند تا به عنوان سند محفوظ باشد.

فرداى آن روز، پيامبر صلى اللَّه عليه و آله پس از نماز صبح اشاره اى به اقدام اين منافقين كردند و فرمودند:

'عده اى از اين امت معاهده اى نوشته اند كه به معاهده ى زمان جاهليت كه در كعبه آويخته بودند شبيه است، ولى من مأمورم آن را افشا نكنم'!

سپس رو به ابوعبيده ى جراح كردند و فرمودند: 'اكنون امين اين امت شده اى'؟!

 

لشكر اسامه4

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به عنوان آخرين مقابله با اقدامات منافقين و براى خالى نمودن مدينه از وجود آنان بعد از وفات خود، لشكرى را تحت فرماندهى اسامة بن زيد ترتيب داد و چهار هزار نفر از منافقين را با اسم و مشخصات بطور معين نام برد و دستور داد اين عده حتماً بايد در اين لشكر حاضر باشند و هر چه زودتر به سوى روميان در سرزمين شام حركت كنند. در ميان اين عده بر ابوبكر و عمر و حضور آنها در لشكر تأكيد خاصى داشتند، و تأكيدات حضرت از قبيل لعنتِ متخلفين و عجله در حركت لشكر بسيار قابل توجه بود.

البته در مقابل اين اقدام حضرت، منافقين كارشكنى هاى بسيارى مى كردند و هر يك به بهانه اى به مدينه باز مى گشتند. و آنقدر حركت لشكر را به تأخير انداختند تا پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از دنيا رحلت نمود، و آنان اجراى نقشه هاى خود را براحتى شروع كردند.

 

نورِ غدير، حافظ ولايت

اينها خلاصه اى از اقدامات منافقين همزمان با غدير، و نيز اقدامات پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در مقابل آنان و براى خنثى كردن توطئه هايشان و براى حفظ زحمات بيست و سه ساله ى خود و هدايتگرى براى قرنها و نسلهاى آينده ى مسلمين بود.

ولى منافقين توطئه هاى خود را عملى كردند، و بعد از رحلت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مسلمين را وادار به عقبگرد نمودند، و زحمات او و واقعه ى غدير را ناديده گرفتند و مردم را به سوى جاهليت سوق دادند، و در اين باره آنقدر عجله داشتند كه براى غسل و دفن پيامبرشان هم صبر نكردند!!

از امام صادق عليه السلام درباره ى اين آيه سؤال شد كه 'يَعْرِفُوْنَ نِعْمَةَ اللَّهَ ثُمَّ يُنْكِرُونَها'، فرمود:

'در روز غدير آن را مى شناسند، و در روز سقيفه آن را انكار مى كنند'. 5

با توجه به اقدامات منافقين آن روز و رهروانشان در طول تاريخ در مقابل اهل ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام، عمق كلام خداوند تبارك و تعالى را مى توان دريافت كه مى فرمايد:

'لَو اجْتَمَعَ النّاسُ كُلُّهُمْ عَلى وِلايَةِ عَلِىٍّ ما خَلَقْتُ النارَ'.

'اگر همه ى مردم بر ولايت على متفق بودند آتش جهنم را خلق نمى كردم'. 6

  • 1. [ بحارالانوار:ج 17 ص 29، ج 28 ص 186، ج 36 ص 153، ج 37 ص 135 و114. كتاب سليم: ص 816 ح 37. عوالم: ج 3:15 ص 164. ]
  • 2. [ بحارالانوار:ج 28 ص 99 و 100، ج 37 ص 115 و 135. عوالم: ج 3:15 ص 304. اقبال الاعمال: ص 458. درباره ى نقشه ى قتل حضرت در تبوك: بحارالانوار: ج 21 ص 185 تا 252. ]
  • 3. [ بحارالانوار: ج 28 ص 102 تا 111. ]
  • 4. [ بحارالانوار: ج 28 ص 107 تا 108. ]
  • 5. [ اثبات الهداة: ج 2 ص 164 ح 736. ]
  • 6. [ بحارالانوار: ج 39 ص 247. ]