جرعه جرعه تا غدیر

http://www.tvshia.com/sites/default/files/field/photo/tvshia.com-gadire-khom_1.jpg

پایگاه تحقیقاتی غدیر در نظر دارد به منظور آشنایی مخاطبان گرامی با واقعه ی غدیر، رویدادهای مربوط به آن ، و همچنین پاسخگوئی به سوالات و شبهات اعتقادی جامعه طرح کتابخوانی غدیر را با نام «جرعه جرعه تا غدیر» تقدیم مخاطبان نماید. 

لذا این سیر مطالعاتی در سه سطح مقدماتی، متوسطه و پیشرفته تنظیم شده است تا مخاطب در یک مسیر مشخص و گام به گام با معارف عمیق و ارزشمند غدیری آشنا گردد.

سیر کامل مطالعاتی غدیر

سطح مقدماتی

سطح متوسطه

سطح پیشرفته

طبیعی است که این سیرکتابخوانی با توجه به دسترسی به منابع و چاپ کتاب های جدید در رابطه با غدیر و مباحث مربوط به آن به روز رسانی خواهد شد. 

یا علی

امام المتقین

(فرهنگ واژگان فارسی به فارسی)

متقین

· ( اسم ) جمع متقی در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ) .

 

امام

· شیعیان اثنا عشری به دوازده امام معتقدند : امام اول . علی ع بن ابی طالب . یا امام دوم حسن بن علی ع . یا امام سوم حسین بن علی ع . یا امام چهارم علی بن حسین ع ( زین العابدین ) یا امام پنجم محمد ( باقر ) بن علی ع . یا امام ششم جعفر ( صادق ) بن محمد ع . یا امام هفتم . امام موسی ابن جعفر ع . یا امام هشتم علی ( رضا ) بن موسی ع . یا امام نهم . محمد ( تقی ) بن علی ع . یا امام دهم . علی ( نقی ) بن محمد ع . یا امام یازدهم حسن ( عسکری ) ابن علی ع . یا امام دوازدهم مهدی قائم ( صاحب العصر و الزمان ) بن حسن ع شیعه سبعیه ( فاطمیه ) در شش امام اول با اثنا عشریه مشتر کند و امام هفتم را اسماعیل ابن جعفر دانند .

· ( صفت اسم ) 1 - پیشوا پیشرو. 2 - نزد شیع. اثنا عشری هر یک از دوازده پیشوا که نخستین آنان ع علی بن ابی طالب و آخرین آنان مهدی ع است (یازده تن اخیر از نسل علی ع و فاطمه دختر محمد ص اند ). نزد اسماعیلیه هر یک از هفت پیشوا که شش تن نخستین همان شش امام اول شیع. اثناعشری هستند و هفتمین اسماعیل ابن جعفر صادق ع باشد . 3 - قطب شیخ . جمع : ایمه . یا امام جماعت . پیشنماز . یا امام جمعه . 1 - پیشنمازی که روز جمعه در مسجد جامع نماز خواند . مقامی روحانی که در اصل موظف به پیشنمازی در مسجد جامع و اقام. نماز جمعه بود ولی بتدریج مبدل بشغلی شد و هنوز نیز این مقام در شهرهای ایران برقرار است . یا امام زمان . 1 - امام عصر ولی عصر امامی که در عهد خود مائمور هدایت خلق است . 2 - ( اسم ) امام دوازدهم شیعیان مهدی ع . یا امام عصر. امام زمان .

 

علی(ع) امام المتقین:

اسماعیل جعفی می گوید: در مسجد الحرام نشسته بودم و امام محمد باقر(ع) هم در گوشه ای نشسته بودند. در این حین امام محمد باقر(ع) سرشان را بلند کرده و یک بار به آسمان و بار دیگر به کعبه نگاه کردند و سه مرتبه فرمودند: سُبْحانَ الَّذِی أَسْری بِعَبْدِهِ لَیلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی؛ بعد از آن به من نگاه کردند و فرمودند: ای عراقی! اهل عراق در مورد این آیه چه می گویند؟

گفتم: می گویند پیامبر اکرم(ص) از مسجد الحرام به سوی بیت المقدس سیر داده شدند.

امام(ع) فرمودند: این طور نیست که آنها می گویند بلکه از اینجا به آنجا سیر داده شدند و با دست مبارکشان به سوی آسمانها اشاره کردند و فرمودند: ما بین اینجا (مسجد الحرام) و آسمان، حرم است.

بعد از آن امام(ع) فرمودند: چون پیامبر(ص) به سدرة المنتهی رسیدند جبرئیل باز ایستاد و دیگر جلو نیامد، پس پیامبر(ص) به او فرمود: ای جبرئیل! آیا در مثل چنین جایگاهی مرا رها می کنی؟ جبرئیل هم به پیامبر(ص) گفت: پیش برو؛ به خدا قسم به جایی رسیدی که هیچ خلقی از مخلوقات خدا به آن نرسیده است. پس پیامبر(ص) رفتند و به جایی رسیدند که خداوند را با دیدة قلب خود مشاهده کردند و بین او و خداوند متعال یک سبحه بیشتر نبود.

اسماعیل جعفی می گوید، به امام باقر(ع) گفتم: فدایتان شوم، سبحه چیست؟

پس امام(ع) با اشاره، صورتشان را به طرف آسمان و با دست مبارکشان به زمین اشاره کردند و سه مرتبه فرمودند: جلال ربی، جلال ربی.

بعد از آن امام باقر(ع) فرمودند: خداوند به پیامبر(ص) عرضه داشت: ای محمد! در ملأ أعلی و عالم بالا دربارة چه چیزی گفتگو می کردند؟

پیامبر(ص) فرمودند: پروردگارا! پاک و منزهی، من هیچ ندارم، مگر آنچه یادم داده اید. پس در این هنگام دستی بر سینة پیامبر(ص) گذاشته شد که آن چنان خنکی وجود پیامبر(ص) را فرا گرفت و دوباره سؤال شد: ای محمد! در عالم بالا گفتگو دربارة چه بود؟

پیامبر(ص) هم فرمودند: پروردگارا! اختلاف آنها در درجات و کفارات و حسنات بود. پس ندا شد: ای محمد! نبوت تو دیگر رو به اتمام و عمرت به پایان رسیده است، چه کسی را وصی و جانشین خود قرار داده ای؟

پیامبر(ص) هم عرضه داشتند: پروردگارا! من بندگانت را مورد آزمایش قرار دادم و هیچ کس را مطیع تر از حضرت علی(ع) نیافتم. پس ندا رسید که: دوستم ای محمد! دیگر چه؟ پیامبر(ص) هم فرمودند: پروردگارا! در میان بندگانت هیچ کس را ندیدم بیشتر از علی بن ابی طالب(ع) مرا دوست داشه باشد.

پس خداوند متعال فرمود: «یا محمد؛ فبشره بأنه رایة الهدی و إمام أولیائی و نور لمن أطاعنی و الکلمة الباقیة التی ألزمتها المتقین. من أحبه أحبنی و من أبغضه أبغضنی مع ما أنی أخصه بما لم أخص به أحداً.»

ای محمد! علی(ع) را بشارت ده که اوست نشانة هدایت و پیشوای دوستان من است و او نوری می شود برای هرکس که مرا اطاعت کند و اوست کلمه ای که متقین را بدان ملزم کرده ام.

(ای محمد!) هرکس او را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و هرکس بغض او را داشته باشد، بغض مرا دارد. او را به فضایل و کراماتی اختصاص داده ام که احدی را چنین نکرده ام.

 

متن روایت:

عن إسماعیل الجعفی قال: کنت فی المسجد الحرام قاعداً و أبو جعفر(ع) فی ناحیة فرفع رأسه فنظر إلی السماء مرة و إلی الکعبة مرة ثم قال:سُبْحانَ الَّذِی

أَسْری بِعَبْدِهِ لَیلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی و کرر ذلک ثلاث مرات. ثم التفت إلی فقال: أی شی ء یقول أهل العراق فی هذه الآیة یا عراقی؟ قلت: یقولون أسری به من المسجد الحرام إلی البیت المقدس. فقال لیس هو کما یقولون و لکنه أسری به من هذه إلی هذه و أشار بیده إلی السماء و قال ما بینهما حرم. قال: فلما انتهی به إلی سدرة المنتهی تخلف عنه جبرئیل فقال رسول الله(ص): یا جبرئیل؛ أ فی مثل هذا الموضع تخذلنی؟ فقال: تقدم أمامک فوالله لقد بلغت مبلغا لم یبلغه خلق من خلق الله قبلک.

فرأیت ربی و حال بینی و بینه السبحة. قال: قلت و ما السبحة؟ جعلت فداک فأومأ بوجهه إلی الأرض و أومأ بیده إلی السماء و هو یقول جلال ربی جلال ربی ثلاث مرات.

قال: قال: یا محمد؛ قلت: لبیک یا رب. قال: فیم اختصم الملأ الأعلی؟ قال قلت: سبحانک لا علم لی إلا ما علمتنی. قال: فوضع یده بین ثدیی فوجدت بردها بین کتفی قال فلم یسألنی عما مضی و لا عما بقی إلا علمته. فقال: یا محمد؛ فیم اختصم الملأ الأعلی؟ قال: قلت: یا رب فی الدرجات و الکفارات و الحسنات. فقال یا محمد إنه قد انقضت نبوتک و انقطع أکلک، فمن وصیک؟ فقلت: یا رب؛ إنی قد بلوت خلقک فلم أر فیهم من خلقک أحداً أطوع لی من علی(ع) فقال: و لی یا محمد؛ فقلت: یا رب؛ إنی قد بلوت خلقک فلم أر من خلقک أحداً أشد حبّاً لی من علی بن أبی طالب(ع). قال: و لی یا محمد؛ فبشره بأنه رایة الهدی و إمام أولیائی و نور لمن أطاعنی و الکلمة الباقیة التی ألزمتها المتقین. من أحبه أحبنی و من أبغضه أبغضنی مع ما أنی أخصه بما لم أخص به أحداً.

فقلت: یا رب أخی و صاحبی و وزیری و وارثی. فقال: إنه أمر قد سبق إنه مبتلی و مبتلی به مع ما أنی قد نحلته و نحلته و نحلته و نحلته أربعة أشیاء

عقدها بیده و لا یفصح بها عقدها.

 

سند روایت:

علی بن ابراهیم قمی در کتاب تفسیر خود به نقل از خالد، و او از حسن بن محبوب، از ابن سنان، از أبی مالک أسدی و او از اسماعیل جعفی، روایت را نقل می کند.

اسماعیل بن جابر جعفی، که اصلیت آن کوفی و از اصحاب امام باقر و امام صادق(س) است به نقل بسیاری از کتب رجالی، ثقه می باشد. (ر.ک: اختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 445؛ رجال نجاشی، ص 32، رقم71؛ معالم العلماء، ص 68، رقم 178؛ خلاصة الأقوال، ص54؛ رجال ابن داود، ص50، رقم 188؛ معجم رجال الحدیث، ج4، ص31، رقم1310 و..).

اسناد روایت مورد اعتماد و قابل قبول می باشد.

71. تفسیر قمی، ج 2، ص 343؛ نوادر المعجزات، ص 66، ح 32؛ بحار، ج 18، ص 372، ح 79؛ تفسیر نور الثقلین، ج 4، ص 469، ح 84؛ تفسیر گازر، ج 5، ص 22؛ تفسیر المیزان، ج 13، ص 20.

درفضیلت امام المتقین از قول رسول گرامی اسلام(ص):محققاًخدای تعالی فضائلی برای برادرم علی قرار داده که از حیث فراوانی بشمار در نیاید .پس کسی که فضیلتی از فضائلش را ذکر کند در حالیکه اقرار و اعتراف بدان داشته باشد خداوند گناهان گذشته و آینده اش را بیامرزد .و کسی که فضیلتی از فضائلش را بنویسد پیوسته فرشتگان – تا وقتیکه اثری از آن نوشته باقی است – برای او طلب مغفرت و آمرزش نمایند .و کسی که به فضیلتی از فضائلش گوش فرا دهد ،خداوند گناهانی را که از راه گوش مرتکب شده بیامرزد .و کسی که نظر کند به کتاب و نوشته ای درباره فضائلش خداوند گناهانی را که از طریق نظر و نگاه مرتکب شده بیامرزد .سپس فرمود :نگاه به برادرم علی عبادت است و ذکرش هم عبادت است و خداوند ایمان هیچ بنده ای را قبول نکند مگر به ولایت علی و بیزاری از دشمنانش .

 

 

منابع: 

الامام امیرالمومنین علی (علیه السلام ) از دیدگاه خلفا ،واحد تحقیق و تالیف مجمع الغدیر مشهد ، مهدی فقیه ایمانی ، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، بهار 75،چاپ اول ،ص9