جرعه جرعه تا غدیر

http://www.tvshia.com/sites/default/files/field/photo/tvshia.com-gadire-khom_1.jpg

پایگاه تحقیقاتی غدیر در نظر دارد به منظور آشنایی مخاطبان گرامی با واقعه ی غدیر، رویدادهای مربوط به آن ، و همچنین پاسخگوئی به سوالات و شبهات اعتقادی جامعه طرح کتابخوانی غدیر را با نام «جرعه جرعه تا غدیر» تقدیم مخاطبان نماید. 

لذا این سیر مطالعاتی در سه سطح مقدماتی، متوسطه و پیشرفته تنظیم شده است تا مخاطب در یک مسیر مشخص و گام به گام با معارف عمیق و ارزشمند غدیری آشنا گردد.

سیر کامل مطالعاتی غدیر

سطح مقدماتی

سطح متوسطه

سطح پیشرفته

طبیعی است که این سیرکتابخوانی با توجه به دسترسی به منابع و چاپ کتاب های جدید در رابطه با غدیر و مباحث مربوط به آن به روز رسانی خواهد شد. 

یا علی

یوم- الیوم

(فرهنگ واژگان فارسی به فارسی)

 

یوم

 روز, ایام جمع

 (اسم ) روز

 روز گردیدن

 

الیوم

· 1 - امروز 2 - اکنون الحال : والیوم منصب مذکور بیادگار بیگ برادر او مرجوع است .

· امروز . وقت حاضر . اکنون

یوم در چهار معنا استعمال شده است:

1. مدّت زمانى که از طلوع فجر آغاز و به غروب خورشید ختم مى شود. بنابراین معناى یوم در مقابل لیل است مانند: «یوم سبتهم»(1) و «فعدّةٌ من أیّام اخر»(2)

2. به معناى مجموع شبانه روز، مانند نماز یومیّه.

3. به معناى عصر، روزگار و برهه اى از زمان، همچون: «تلک الایّام نداولها بین النّاس».(3)

4. به معناى مرحله، چنان که درباره خلقت آسمان و زمان فرمود: «فى ستّة أیّام».(4)

الف و لام الیوم در آیه اکمال( الیوم یئس الّذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دیناًسوره مائده، آیه 3)؛، براى عهد است و اشاره به روز معیّن و مشخّصى دارد که نزد گوینده و شنونده معلوم است. بدین ترتیب، واژه الیوم به معناى امروز در مقابل دیروز و فردا مى باشد و الیوم دوم تأکید و تکرار آن براى اهمیت آن روز بزرگ است.

 

الیوم کدام روز است؟

آنچه از آیه استفاده مى شود، این است که در یکى از روزهاى صدر اسلام حادثه اى عظیم رخ داد که قرآن کریم ویژگیهاى ذیل را براى آن ذکر مى کند:

1. امید تمام دشمنان را که براى نابودى اسلام دندان طمع تیز کرده بودند، به یأس مبدّل کرد: «یئس الّذین کفروا».

2. افزون بر تبدیل شدن امیدشان به یأس، آن چنان زمینه فعالیت آنها را خنثى کرد که ترس مسلمانان را از آنان بى جهت دانست: «فلاتخشوهم»

3. امکان داشت که مسلمانان با پشت پا زدن و نادیده گرفتن آن نعمت بزرگ، کفران نعمت کنند و زمینه غضب الهى و بازگشت سلطه کفار را فراهم و امید تازه اى در آنان ایجاد کنند. از این رو، براى پیشگیرى از این مسئله فرمود: «واخشون»

4. پیشرفتى کیفى (کمال) دردین الهى ایجاد کرد و مایه تکامل آن گردید: «اکملت لکم دینکم»

5. پیشرفت کمّى (تمامیّت) در نعمت مطلق الهى (ولایت) ایجاد کرد و آن را به مراحل پایانى رساند: «اتممت علیکم نعمتى»

6. در مرحله ابلاغ نیز خدا راضى شد تا اسلام دین ابدى مردم گردد: «رضیت لکم الاسلام دیناً».(5)

پس باید روزى را در تاریخ اسلام پیدا کرد که این خصوصیات شش گانه را داشته باشد.

روزهاى برجسته اى که در تاریخ اسلام وجود دارد و ممکن است همان روز معین باشد، عبارت است از:

1. روز تولد پیغمبر اکرم(ص) که هر چند سر فصل مهمى در تاریخ بشر بود و موجب حوادث مهمّى شد، لیکن هیچ یک از خصوصیات اکمال دین، اتمام نعمت، یأس دشمنان و... در آن وجود نداشت و با تاریخ نزول آیه هم سازگارى ندارد.

2. روز مبعث، چنان که ممکن است مراد از «والعصر» عصر بعثت باشد. این هم نمى تواند مراد باشد، زیرا بعثت حادثه اى بود که فقط على(ع) و خدیجه(س) از آن باخبر شدند و کافران از آن حادثه عظیم مطّلع نشدند تا ناامید شوند. افزون بر این، در آن روز دین کامل نشده بود.

3. «یوم الانذار» و روز اعلام عمومى دعوت از ناحیه پیامبراکرم(ص) در سال سوم هجرت. این هم نمى تواند مقصود باشد، زیرا اعلان عمومى، نه تنها موجبات یأس سران شرک را فراهم نکرد، بلکه طمع آنان را به نابودى اسلام برانگیخت، گذشته از این، بخش ناچیزى از دین تا آن روز ابلاغ شده بود و تا رسیدن به مرحله کمال فاصله فراوانى داشت.

4. روز هجرت از مکه و نجات از آزار مشرکان. این روز نیز مدّ نظر نیست، چرا که اوّلاً هجرت بر اثر هراس از آزار و اذیت مشرکان مکه صورت گرفت. پس موجب ناامیدى کافران نشده بود و ثانیاً روز هجرت روز کمال دین نبود.

5. روز ورود به مدینه و تشکیل حکومت اسلامى. این هم نمى تواند مقصود باشد، چرا که این روز مایه یأس مشرکان نشد. نشانه اش جنگ بدر و احد و خندق است که مشرکان خودشان را به مدینه رساندند. افزون بر این، بسیارى از آیات پس از آن روز نازل شده است.

6. روز فتح مکه، این هم نمى تواند مدّ نظر باشد، زیرا اوّلاً بسیارى از احکام و آیات پس از فتح ـ که در سال هشتم هجرى اتفاق افتاد ـ نازل شد. پس دین در این روز کامل نشده بود، ثانیاً فتح مکه نیز مایه یأس کامل نشده بود؛ به دلیل اینکه به پیمانهاى عدم تعرّض پایبند بودند و به سنت جاهلى خود نیز ـ مانند برهنه حج کردن زنها ـ عمل مى کردند. به قول امیرمؤمنان (ع) «اسلام نیاورده اند، بلکه (اظهار اسلام کرده اند و) اجباراً تسلیم شده بودند و کفرشان را پنهان مى داشتند. پس آن گاه که یاران(وعِدّه و عُدّه) فراهم شد، علیه اسلام آشکار کردند.(6)

و ثالثاً تاریخ نزول این سوره مدّتها بعد از فتح مکّه بوده است.

7. روز نزول آیات اوّل سوره برائت و اعلام آن در سال نهم هجرت.

این هم نمى تواند مراد باشد؛ زیرا اگرچه اعلام برائت، مشرکان مکه و حتى مشرکان و بت پرستان حجاز را تحت فشار قرار داد، ولى در آیه مى فرماید: همه کافران، یعنى مشرکان مکه، یهودیها، نصرانیها، امپراطور قدرتمند ایران و روم و...مأیوس شدند.

8. روز عرفه، یعنى نهم ذى الحجة سال دهم هجرت که اسلام به اوج شکوفایى خود رسیده بود و بسیارى از مسلمانان مراسم عبادى حج را همراه رسول خدا(ص) به جا آوردند. محور اصلى تفاسیر عامّه در آیه اکمال ، همین احتمال است و مدّعى هستند که این آیه در سرزمین عرفات نازل شده است ؛ ولى با دقت، روشن مى شود که این روز نیز منظور نیست، زیرا در این روز حادثه قابل توجهى پیش نیامد تا موجب یأس کفار و تکمیل دین باشد.یأس مشرکان قریش در ماجراى فتح مکه حاصل شد و یأس مشرکان حجاز هنگام نزول آیات برائت و اعلام آن توسط امیرمؤمنان(ع) در سال نهم هجرى اتفاق افتاد، امّا بقیّه کفار اعم از یهود، نصارى، مجوس، و... در آن روز یعنى روز عرفه سال دهم هجرى هنوز امیدوار بودند.

 

پى نوشت:

1. سوره اعراف، آیه 163.

2.سوره بقره، آیه 184:»پس تعدادى از روزهاى دیگر.«

3. سوره آل عمران، آیه 140، »و ما این روزها را بین مردم مى گردانیم.«

4. سوره اعراف، آیه 54،»در شش روز«.

5. تفسیر المیزان، علامه طباطبایى، دارالکتب الاسلامیه، چهارم 1362 ج 5، ص 185 - 184.

6. نهج البلاغه، نامه 16.