مجموعه مقالات

فرزند علامه امینی می‌گوید: یازده جلد «الغدیر» چاپ شده و 9 جلد مانده است که در اختیار مرحوم آقا رضا و برادرم محمد بود و کار زیاد دارد؛ یعنی علامه بیش از 100 صفحه توصیه‌هایی داشته که به آقا رضا برای تکمیل این کتاب کرده است.      
علامه امينی پس از آنكه به تبريز بازگشت، می‏توانست مانند بسياری از روحانيون و شخصيت‏های ديگر در همان شهر تبريز باقی بماند و به امور مردم‏رسيدگی كند و بی هيچ دغدغه خاطری به كارهای عادی خويش بپردازد، اما چه عاملی باعث شد تا علّامه از اين موقعيتی كه داشت دست بشويد و به نجف‏ برگردد ؟ و آن كارهای عظيمی را كه بعداً اشاره می‏كنيم شروع كند ؟
آنچه مى‏ خوانيد، گفتگويى است كه از سوى آقايان حجج اسلام سيد محمّد طباطبايى يزدى و امير تقدمى با محقق فرزانه جناب مستطاب آية الله سيد على ميلانى دام ظله، در فروردين 1392 هجرى شمسى، انجام شده است. بسم الله الرحمن الرحيم. الحمد للَّه ربّ العالمين والصلاة والسلام على‏ محمّد وآله الطيبين الطاهرين واللعن على‏ أعدائهم أجمعين. من درباره علّامه امينى مطلب خاصى كه گفته نشده باشد و خود بنده داشته باشم، چيزى به نظرم نمى‏رسد داشته باشم. يك مطلب كلّى بايد اول عرض كنم، كه اين مطلبِ كلى، بر مرحوم آقاى امينى هم منطبق مى‏ شود، اين است كه:
یادداشتی از حجت الاسلام نصیری؛ علامه امینی در دفاع از اعتبار حدیث غدیر بیست و دو مورد از مواردی که از سوی پیشوایان دینی، عالمان دینی و حتی رجال سیاسی همچون مامون عباسی، به این حدیث استشهاد شده را منعکس ساخته است. به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام علی نصیری، رئیس موسسه معارف وحی و خرد و استاد حوزه و دانشگاه در یادداشتی به مناسبت عید غدیر به بررسی شیوه های اثبات صدور حدیث غدیر توسط علامه امینی پرداخته است که در ادامه می خوانید؛
گروه حوزه‌های علمیه: سردبیر مجله کتاب شیعه با بیان اینکه پژوهش‌های مرتبط با موضوع امامت به عنوان رکنی از ارکان اعتقادی شیعه نباید منحصر به پاسخگویی به شبهات باشد به ابتکار علامه امینی پرداخت و تاکید کرد: ابتکار الغدیر، پیگیری امامت در بستر ادبیات عرب است.
 بيمارى و وفات پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم): در دهه آخر صفر سال 11 هجرى پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بيمار شد. در حال بيمارى، اسامه فرزند زيد- آزادشده پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)- را، كه در آن زمان هجده ساله بود(1) ، به اميرى لشكرى گماشت كه برود به سمت شام و با نصاراى روم شرقى بجنگد.
براى بررسى نحوه پى ‏ريزى سقيفه در زمان حيات پيامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)بايد آيات زير را مورد بررسى قرار دهيم: خداوند متعال در آيات اوليه سوره تحريم مى فرمايد:
قاعده لطف دلیلى عقلى است که نه تنها در اثبات وجوب نصب امام از ناحیه خدا و مباحث عقیدتى دیگر کاربرد دارد، بلکه در علم اصول نیز ـ در بحث «اجماع کشفى» ـ مورد استفاده و استناد قرار مى‌گیرد. هم چنین در مباحثى هم چون «نیت»، «امر به معروف و نهى از منکر» و «قضاوت» نیز به این قاعده استناد مى‌شود. متکلّمان شیعه براى اثبات وجوب نصب امام بر خدا، به این قاعده استناد کرده‌اند. مهم‌ترین کتاب‌هاى کلامى که قاعده لطف در آن‌ها مطرح شده است، عبارتند از: الشافى، تلخیص الشافى، تجرید و شروح آن، الذخیرة ودلائل الصدق.
«شيعه» در لغت، به معنى تابع و پيرو است و لذا قرآن ابراهيم (عليه السَّلام) را شيعه نوح (عليه السَّلام) معرفى مى كند و مى فرمايد: «وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ» {سوره صافات، آیه 83}، و در محاورات عرفى، پيروان و ياران شخص را شيعه مى گويند. {شيعه الرجل: أتباعه و أنصاره. } و از خصوصيات اين لفظ اين است كه بر مفرد و جمع يكسان اطلاق مى گردد، يعنى به يك نفر و ده نفر نيز شيعه گفته مى شود. «تشيّع» به معنى ادعاء پيروى از شخص و مقامى است.
 يمنيان عرب و دوستدار اهل بيت (علیه السلام) خصوصا در قم كه امام صادق (علیه السلام) برخى از شاگردان خود را براى حلّ مخاصمات و اداره امور آنان و تعليم فرزندانشان بدانجا فرستاده بود [اختيار معرفة الرجال، ص 331.]، در اين باره بر دیگران فضل‏ تقدم داشتند. روشن است كه رنج و ستم، و مظلوميتى كه همواره قبايل شيعى عرب قم و خراسان از سوى دشمنان اموى و عباسى خود، و پس از آنان از حاكمان ناصبى و دشمن اهل بيت(علیهم السلام) و پيروانشان متحمل مى‏شدند، تا اوايل قرن دهم هجرى سبب اصلى در عدم گرايش عمومى ايرانيان به مذهب شيعه بود.